هركس زبان بين المللي را ياد بگيرد،از دنياي بي سوادي رهايي يافته است - يونسكو
سلام . خواستم به اطلاع برسانم كه آن دسته از عزيزاني كه موفق به انتخاب واحد نشدند اصلا نگران نباشند . واحد ها را مي توانند در حذف و اضافه بگيرند . حتما به خانم شيخي مراجعه كنيد كه مشكلي پيش نياد.
عزيزان ترم اول كه به تازگي وارد ترم ۲ شده اند اگر مشكلي براي انتخاب واحد دارند با ما مطرح كنند.
خب و اما يك خبر هم براي عزيزان ترم ۳ :
در روزهاي آينده اشعاري از كتاب poem into poem كه توسط استاد باورصاد تدريس مي شوند در وبلاگ قرار داده مي شوند البته همراه با تفسير .
لذا در صورت دارا بودن انترنت حتما به وب مراجعه كنيد. البته سعي كنيد عينا مطالب را سر كلاس مطرح نكنيد زيرا باعث مي شود درس را به خوبي ياد نگيريد.
موفقيت شما آرزوي همه ماست
منا - زبان و ادبيات انگليسي - ترم4
attention
سلام . به علت تعدد سوال درباره نويسندگان مطالب بايد عرض كنم مطالب اين وبلاگ به من تحويل داده مي شوند و من آنان را وارد سايت مي كنم . لذا همه مطالب به اسم من ثبت مي شوند . پيرو درخواست شما عزيزان از اين پس نام نويسندگان زير هر مطلب ثبت خواهد شد .
همچنين لازم به ذكر است كه اكثر دوستان به من ايميل مي زنند و مطالب و سوالات خود را ارسال مي كنند . براي بهره بردن كليه عزيزان از مطالب خواهشمندم كه پيام هاي خود را روي سايت در قسمت نظرات بنويسيد .
با تشكر فراوان
منا - زبان و ادبيات انگليسي - ترم 4
به راحتی یک متن انگلیسی را بخوانید (Reading)
یک مطلب انگلیسی بنویسید (Writing)
یک مکالمهی انگلیسی را بفهمید (Listening)
دربارهی یک موضوع به انگلیسی صحبت کنید (Speaking).
اگر به زبان انگلیسی تسلط پیدا کنید، به راحتی میتوانید درصد بالایی را در کنکور کسب کنید.
اما برای رسیدن به این هدف (کسب درصد بالا) نیازی به تسلط بر این زبان ندارید!
در کنکور تنها از قسمت Reading و به نحو غیرمستقیم از قسمت Writing آزمون به عمل میآید. برای مسلط شدن بر این دو قسمت باید دو رکن اساسی در یادگیری این زبان را بهخوبی و بهطور صحیح مطالعه کنید.
1. Vocabulary (گنجینهی لغات) 2. Grammar (قواعد)
شما با مطالعهی صحیح و یادگیری اصولی این دو رکن، علاوه بر تضمین موفقیت در آزمون کنکور قدم بزرگی در تسلط بر این زبان برداشتهاید.
با توجه به اینکه در سالهای اخیر اکثر داوطلبان در این درس درصد بالایی از سوالات را بهطور صحیح پاسخ میدهند (70-60 درصد)، دقت داشته باشید که کسب این حداقل لازم است و برای پیشی گرفتن از دیگران باید به کسب درصدهای بالاتر فکر کنید.
همچنین با توجه به اینکه دانستن معنی لغات و عبارات لازمهی پاسخگویی به تمامی سوالات میباشد (چه سوالات مربوط به لغات و چه سوالات مربوط به گرامر) و از طرف دیگر قسمت اعظم سوالات در مورد معنی لغات و عبارات میباشد (تقریباً 80 درصد سوالات از معنی لغات و عبارات و 20% از گرامر میباشد) اهمیت مطالعهی لغات واضح است.
ما بهترین شیوهی مطالعهی زبان انگلیسی را به شما ارائه میدهیم.
شیوهی مطالعه
قبل از پرداختن به شیوهی مطالعه، به شما پیشنهاد میکنیم:
- از خودتان و یا روش مطالعه انتظار معجزه نداشته باشید. مطمئن باشید زبان انگلیسی نیاز به استمرار، پشتکار و صرف وقت و انرژی (البته بهصورت اصولی و با برنامهریزی) دارد. پس به تبلیغات فریبندهای که ادعای آموزش زبان انگلیسی در مدتزمان کوتاه و بدون تلاش را دارند هیچ اهمیتی ندهید.
- فراتر از کنکور به زبان انگلیسی فکر کنید!
و اما شیوهی مطالعه:
در هر روز هفته یک ساعت مطالعه را به این درس اختصاص دهید، مطالعه زبان انگلیسی را به 3 بخش مجزا تقسیم کنید.
1. Vocabulary (واژگان) 2. Grammar 3. تستزنی. به این ترتیب شما در هفته، 3 ساعت مطالعه مختص واژگان 2 ساعت مطالعه مختص گرامر و 2 ساعت مطالعه مختص تستزنی خواهید داشت.
1. در ساعت مطالعهی مختص واژگان:
الف) همزمان با شروع مطالعهی یک درس، کلمات را از همه جای درس (تمرینها، متنها، زیرنویسها، جدولها و....) استخراج و آنها را در جدولهایی بنویسید که هر جدول:
- شامل گروهی از کلمات باشد که به نحوی در یک زمینه دارای اشتراک باشند، مثلاً: کلمات همشکل را در یک جدول بنویسید (bind، bond، bund، band، bound، ...... یا bird، bread، braid، bride، breed و.....)
کلمات مترادف را در یک جدول بنویسید (mediate، intervene، interpose، reconsiliate، interfere و.....)
کلمات با یک پیشوند را در یک جدول بنویسید (degenerate، decompose، deflate، deviate و....)
کلمات با یک مضمون (theme) را در یک جدول بنویسید، مانند جدول مربوط به میوهها، جانوران، گیاهان، زمانها، مکانها و.....
- شامل 3 ستون باشد که یک ستون مربوط به کلمه، یک ستون برای معنی فارسی و در ستون دیگر نیز یک جمله بنویسید. (بهتر است که جمله را خودتان بسازید و در غیر اینصورت از کتاب و یا دیکشنری استفاده کنید)
نکتهی 1: به لغات پایانی درس اکتفا نکنید.
نکتهی 2: کلمات خیلی ساده را وارد جدولها نکنید.
نکتهی3: دقت کنید که لازم نیست هر جدول شامل تعداد کلمات زیادی باشد. همچنین کامل شدن این جدولها بهصورت تدریجی و همراه با مطالعهی کتاب صورت میگیرد. مثلاً شما در درس یک جدولی را ایجاد کردهاید که یک یا دو کلمه در آن قرار گرفتهاند. اما در درس هشت یا نه چند کلمه ی دیگر به آن اضافه میکنید.
نکتهی 4: چون نمیتوانید همهی لغات را در جدولها قرار بدهید، باید یک جدول با عنوان «other words» یا «unsubjected words» نیز داشته باشید تا لغات مذکور (که برای آنها وجه اشتراک پیدا نکرده اید) را در آن بنویسید. احتمالاً بیشترین لغات را در این جدول خواهید نوشت!
ب) پس از مطالعهی چندین درس و تهیهی تعدادی از جدولها (تقریباً 200 تا 300 کلمه) ساعت مطالعهی مختص واژگان را به 3 بخش (طبق زیر) تقسیم کنید:
- در یک قسمت مانند قبل، کتاب را مطالعه و جدولها را تهیه و یا کامل کنید (نمونهی جدول)
- در یک قسمت با استفاده از جدولها، کلمات را به فیشهای لایتنر انتقال داده و کلمات را به روش لایتنر میخوانید (روش لایتنر)
- در قسمت دیگر تنها به خواندن متون انگلیسی بپردازید. هدف از این بخش کسب تجربه به منظور خواندن سریع متون انگلیسی میباشد. شما باید علیرغم مشاهدهی کلمات نا آشنا مفهوم متن و جملات را درک وحتی با توجه به معنی جملات و مفهوم کلی متن، معنی کلمات جدید را حدس بزنید.
نکته: تنها به تکرار کلمات اکتفا نکنید. برای یادگیری عمیق کلمات، بین آنها و مطالب موجود در حافظه به نحوی ارتباط برقرار کنید. سعی کنید کلمات را در قالب تصاویر، جملات، آهنگها، رفتارهای رومزه و ... در حافظه ثبت کنید. چند مثال:
- steal که با style خاص خود steel میدزدد.
- اگر میخواهید معنی fig (انجیر) در ذهنتان ثبت شود، pig را تصور کنید که fig میخورد.
- به فردی فکر کنید که chess بازی میکند و در همان حال cheese میخورد.
- وقتی هنگام مطالعهی زبان برای شما آب هویج میآورند، بهعنوان تشکر بگویید: به خاطر آبcarrot ممنون!
2. ساعت مطالعه مختص گرامر:
مفیدترین روش برای مطالعه و یادگیری گرامر، خواندن گرامرهای ذکر شده در کتابهای درسی و نوشتن یک خلاصهی کلی از آنها میباشد. در این خلاصهبرداریها میتوانید برای بهخاطر سپردن موثرتر با استفاده از خلاقیت ذهنتان جملات و یا کلماتی را بهصورت رمزی ایجاد کنید که با بهخاطر آوردن این جملات و کلمات رمزی گرامرهای مورد نظر را نیز به یاد بیاورید.
مثلاً ترتیب قرار گرفتن صفات در جمله قبل از اسم را میتوانید به این طریق بهخاطر بسپارید.

اما تنها خواندن و خلاصهبرداری کردن از گرامرها (حتی اگر به بهترین نحو انجام گیرد) به هیچ عنوان کافی نیست. شما باید برای درک و یادگیری عمیق گرامرها تا میتوانید تمرینهای کتاب درسی (و کتابهای غیردرسی) را حل کنید. سعی کنید جواب تمرینها را در کتاب یادداشت نکنید تا بتوانید در مطالعات بعدی نیز خود را تست کنید.
3. ساعت مطالعهی مختص تستزنی:
- برای هر ساعت مطالعهی مختص تستزنی یک آزمون انگلیسی تهیه کنید.
- از آزمونهای مشابه کنکور و یا آزمونهای کنکورهای گذشته استفاده کنید (البته آزمون کنکورهای گذشته برای زمانی است که اکثر مطالب را مطالعه کردهاید)
- هرگز از تستهای طبقهبندی شدهی موضوعی (مثلاً صد تست پشت سرهم در مورد ضمایر و....) استفاده نکنید.
- در هر آزمون این احساس را در خود ایجاد کنید که در جلسهی کنکور هستید.
- زمان را کنترل کنید. با پیشرفت مطالعه و تمرین باید زمان پاسخگویی به سوالات کاهش یابد.
- یکی از اهداف تمرین تستزنی شناخت نقاط ضعف و قوت است. یعنی اینکه شما متوجه شوید که در کدام قسمت از سوالات (گرامر، درک مطلب و.....) قوی و در کدام قسمت ضعیف هستید تا بعداً با توجه به آنها به سوالات پاسخ دهید.
- در درکمطلبها ابتدا یک نگاه کلی (گذرا) به متن و سوالات انداخته (1 تا 2 دقیقه) و سپس متن را بخوانید و سعی کنید با توجه به نگاه گذرایی که به سوالات انداختهاید زیر نکات مهم خط بکشید. (این طریقهی خواندن متن را در ساعت مطالعهی مختص واژگان انجام دادهاید!). در پاسخدهی به سوالات طرح شده از متن ابتدا به سوالات Vocabulary پاسخ دهید. سپس سوالات مفهومی را که از ایدهی کلی متن پرسش کردهاند پاسخ دهید.
- در سوالات گرامر سعی کنید پاسخهایی را انتخاب کنید که ساختارهای گرامری ساده را بهوجود میآورند. گزینههایی که ساختار گرامر جمله را پیچیده میکنند به احتمال بیشتری اشتباه هستند.
- در انتهای هر آزمون نکات جدید گرامر و همچنین کلمات نا آشنا و جدید که در حین مطالعه به آنها برنخورده بودید یا به آنها توجه نکرده بودید را مشخص کرده و یادداشت کنید تا در ساعت مطالعهی مختص واژگان یا گرامر، آنها را مطالعه کنید.
پیشنهاد بسیار مفید و سرگرم کننده
کلمهی روز: پس از اتمام هر ساعت مطالعهی زبان (واژگان، گرامر و تست) یک کلمه را بهعنوان کلمهی روز انتخاب کنید و آن را در تقویمی (در همان روز) یادداشت کنید. سعی کنید به این کلمه کمی بیشتر از دیگر کلمهها بها دهید و در مورد آن بیشتر فکر کنید. انتخاب کلمهی روز کاملاً بستگی به سلیقهی شما دارد.
گرامر هفته: برای هر هفته نیز یک گرامر را انتخاب کنید وسعی کنید در طول هفته خوب آن را یاد بگیرید، با کمک آن جمله بسازید، در کتابهای کمک درسی آن را مطالعه کنید و..... .
نوشته: كنت بر
يادگيري انگليسي ( يا هر زبان ديگري ) يك فرايند است. شما به طور مداوم در انگليسي پيشرفت مي كنيد. با به كار بستن نكته هاي زير مي توانيد به طور موثرتري پيشرفت كنيد.
1- يادتان باشد كه يادگيري زبان يك فرايند تدريجي است و يك شبه اتفاق نمي افتد.
2- اهداف يادگيري تان را از همان ابتدا مشخص كنيد: چه چيزي مي خواهيد ياد بگيريد و چرا؟
3- يادگيري را براي خودتان به صورت عادت در آوريد. سعي كنيد هر روز چيزي ياد بگيريد. خيلي بهتر است روزي 10 دقيقه مطالعه كنيد (يا اخبار انگليسي را بخوانيد، گوش دهيد، و ...) تا اينكه هفته اي يك بار 2 ساعت مطالعه كنيد.
4- يادتان باشد كه خودتان را به يادگيري عادت بدهيد! اگر روزي 10 دقيقه مطالعه كنيد، انگليسي به طور مداوم در ذهن تان خواهد بود اما اگر هفته اي يك مرتبه مطالعه كنيد، انگليسي به آن ميزان در ذهن تان نخواهد بود.
5 - منابع آموزشي خودتان را خوب انتخاب كنيد. برنامه شما مي بايست خواندن، گرامر، نوشتن، صحبت كردن، و گوش كردن را در بر بگيرد.
6- روال يادگيري تان رامتنوع كنيد، بهتر از همه اين است كه هر روز كارهاي مختلفي انجام دهيد تا ارتباط زمينه هاي مختلف را فعال نگه داريد. به عبارت ديگر، مطالعه خود را به گرامر محدود نكنيد.
7- دوستاني پيدا كنيد كه با هم مطالعه و صحبت كنيد. يادگيري انگليسي با يك شخص ديگر مي تواند انگيزه شما را خيلي افزايش دهد.
8- براي گوش كردن و خواندن مطالبي را انتخاب كنيد كه به موضوع شان علاقه داريد. علاقه داشتن به موضوع، يادگيري را لذت بخش تر – و بنابراين موثرتر مي كند.
9- گرامر را به كاربرد عملي پيوند بدهيد. گرامر به تنهايي به شما كمك نمي كند كه زبان را به كار ببريد. شما بايد آنچه را كه ياد مي گيريد با استفاده از آن در عمل تمرين كنيد.
10- صحبت كنيد. درك يك چيز به معني اين نيست كه عضلات زبان شما مي توانند صدا ها را توليد كنند. تمرين كنيد چيزي را كه ياد مي گيريد با صداي بلند بگوييد. ممكن است اين كار عجيب به نظر برسد اما خيلي موثر است.
11- صبور باشيد. يادتان باشد كه يادگيري يك فرايند است – مكالمه روان به زبان خارجي نياز به گذشت زمان دارد.
12- ارتباط برقرار كنيد. چيزي جاي برقراري ارتباط موفق به زبان انگليسي را نمي گيرد. تمرين گرامر خوب است - اينكه دوستتان در آن طرف دنيا بداند در اي ميل تان چه نوشته ايد عالي است!
13- از اينترنت استفاده كنيد. اينترنت مهيج ترين منبع بي پايان زبان انگليسي است كه به راحتي در دسترس شماست.
يادآوري:
1- به ياد داشته باشيد يادگيري انگليسي يك فرايند است.
2- صبور باشيد.
3- تمرين كنيد، تمرين كنيد، تمرين كنيد.

ديكشنري خوب چه ويژگي هايي بايد داشته باشد؟ كدام ديكشنري براي يادگيري زبان مناسب تر است؟ اين ها پرسش هايي است كه در هنگام يادگيري زبان براي هر زبان آموز مطرح مي شوند.
براي كساني كه مي خواهند يك زبان خارجي را خوب ياد بگيرند، تهيه ديكشنري معتبر و آشنايي با نحوه استفاده از آن كاملا ضروري است. اگر شما نيت يادگيري زبان را نداريد و فقط به طور اتفاقي نياز داريد معناي واژه اي را بدانيد، شايد تاكيد بر استفاده از ديكشنري تك زبانه چندان ضروري نباشد، اما براي كساني كه مي خواهند يك زبان خارجي را به طور جدي يادبگيرند، موضوع كاملا متفاوت است. به همين منظور در اين جا تلاش مي كنيم شما را با انواع ديكشنري تك زبانه آموزشي (انگليسي-انگليسي) آشنا كنيم تا هنگام تهيه ديكشنري با آگاهي بيشتري به اين كار اقدام كنيد.
پيش از اين كار بد نيست چند نكته اي را در مورد ديكشنري هاي دو زبانه مطرح كنيم. وقتي به واژه جديدي بر مي خوريم، يكي از كارهايي كه مي توانيم انجام دهيم اين است كه فورا به سراغ يكي از اين ديكشنري ها برويم و مشكل واژه جديد را حل كنيم. اما چرا اين كار توصيه نمي شود؟ يك دليل اين است كه اگر مي خواهيم يك زبان خارجي را ياد بگيريم، تلاش ما از همان قدم هاي نخست بايد استفاده از همان زبان در هر فرصت ممكن باشد. اين كه معناي واژه هاي مورد نظر در يك ديكشنري تك زبانه جستجو و مطالعه شود خود در عين حال تمرين خواندن هم هست. دليل مهم ديگر اين است كه معمولا ديكشنري هاي دوزبانه هر چقدر هم خوب تاليف شده باشند، باز هم در بعضي موارد معناي دقيق واژه را به دست نمي دهند و در چنين مواردي استفاده از آن ها مي تواند گمراه كننده باشد. بنابراين، گو اينكه ديكشنري هاي دوزبانه كاربردهاي خاص خود را دارا هستند، اما براي يادگيري زبان ابزار مناسبي به شمار نمي روند.
به طور كلي ديكشنري هايي كه براي يادگيري زبان خارجي استفاده مي شود، ديكشنري هاي مخصوص زبان آموزان (Learner's Dictionary) است كه با توجه به نيازهاي ويژه آن ها در يادگيري زبان تاليف شده است. اين نوع ديكشنري ها در سطوح مبتدي (Elementary)، متوسط (Intermediate)، پيشرفته (Advanced) در دسترس است كه نمونه هايي را براي آشنايي بيشتر نام مي بريم:
- در سطح Elementary:
Oxford Elementary Learner's Dictionary
Cambridge Essential English Dictionary
- در سطح Intermediate:
Oxford ESL Dictionary
Longman Active Study Dictionary
Cambridge Dictionary of American English
- در سطح Advanced:
Oxford Advanced Learner's Dictionary
Longman Dictionary of Contemporary English
Cambridge Advanced Learner's Dictionary
براي درك بهتر تفاوت سطوح مختلف در تاليف اين ديكشنري ها، واژه essential را به عنوان نمونه انتخاب كرده و تفاوت تعريف اين واژه را در سه ديكشنري آكسفورد، به ترتيب در:
(Oxford Elementary (Sixteenth impression 2003، در (Oxford ESL (First published 2004، و در (Oxford Advanced (Seventh edition 2005 ذكر مي كنيم:
If something is essential, you must have or do it
Absolutely necessry;that you must have or do
Completely necessary;extermely important in a particular situation or for a particular activity
در اين مثال مي بينيم كه چگونه معناي essential در Oxford Elementary Learner's به ساده ترين شكل و با استفاده از ساده ترين واژه ها تعريف شده است و در Oxford Advanced Learner's با استفاده از واژه هاي بيشتر و مشكل تر.
نوع ديگري از ديكشنري كه مرجع بسيار مفيدي براي پيدا كردن نام بسياري از اشيا به شمار مي رود ديكشنري تصويري است. در بسياري از موارد كه مي خواهيم بدانيم نام يك وسيله، يك چيز، يا يك حيوان در زبان انگليسي چيست يكي از بهترين كارها مراجعه به يكي از اين نوع ديكشنري هاست.در اين مورد هم چند ديكشنري خوب به عنوان نمونه عبارت است از:
Oxford Photo Dictionary
Longman Photo Dictionary
The Oxford Picture Dictionary
آخرين نكته اي كه توجه شما را به آن جلب مي كنيم اين است كه بعضي از ديكشنري ها اختصاص به انگليسي بريتانيايي و بعضي ديگر اختصاص به انگليسي آمريكايي دارند. بعضي از ديكشنري ها هم (مانند Oxford Advanced Learner's) واژه هاي رايج در هر دو را پوشش داده اند. شما مي توانيد براي پي بردن به اين كه ديكشنري مورد نظر شما جزو كدام دسته است به اطلاعات مندرج در پشت جلد آن مراجعه كنيد.
در دنياي امروز كه زبان انگليسي در بيشتر كشورهاي دنيا زبان دوم به شمار مي رود و همچنين زبان ميانجي و زبان تجارت و ارتباطات بين المللي است، تقاضا براي مدرسان زبان انگليسي پيوسته رو به افزايش بوده و همين منجر به پيدا شدن استانداردهايي براي تدريس زبان انگليسي شده و دوره هايي براي علاقمندان به حرفه تدريس زبان انگليسي به وجود آمده كه با اعطاي مدرك مربوط همراه است. اين دوره ها در كشورهاي مختلف معتبر بوده و گويشوران بومي زبان انگليسي و همچنين گويشوران غير بومي كه تسلط بالايي در زبان انگليسي دارند با اخذ اين مدرك در كشور هاي مختلف به كار تدريس مشغول مي شوند. در اين جا با اين مدارك و ويژگي هاي هر كدام آشنا مي شويد:
CELTA: Certificate in English Language Teaching to Adults
گواهي نامه آموزش زبان انگليسي به بزرگسالان
اين گواهي نامه پس از طي دوره مربوط از طرف دانشگاه كمبريج اعطا مي شود و مناسب براي كساني است كه تجربه اي در تدريس زبان انگليسي نداشته و يا تجربه ناچيزي در اين زمينه دارند. بنا به وب سايت كمبريج، بيش از 286 مركز مورد تاييد در 54 كشور دوره CELTA را برگزار مي كنند و پس از طي اين دوره و اخذ مدرك مربوط شخص مي تواند در آموزشگاه هاي زبان انگليسي در هر كشور به كار تدريس بپردازد.
TEFL: Teaching English as a Foreign Language
آموزش زبان انگليسي به عنوان زبان خارجي
در اين مورد آموزش زبان انگليسي به افرادي كه انگليسي زبان مادري آن ها نيست در كشور خودشان مورد نظر است. اين افراد اغلب بزرگسال و تحصيلكرده هستند و بنا به دلايل شخصي مايلند زبان انگليسي را ياد بگيرند.
TESL:Teaching English as a Second Language
آموزش زبان انگليسي به عنوان زبان دوم
تفاوت اين مدرك با TEFL در اين است كه در اين مورد، بيشتر تاكيد بر آموزش زبان انگليسي به كساني است كه در يك كشور انگليسي زبان به يادگيري زبان انگليسي مي پردازند. به عنوان مثال مهاجران و فرزندان آن ها.
TESOL:Teachinh English to Speakers of Other Languages
آموزش زبان انگليسي به گويشوران زبان هاي ديگر
در اين مدرك تفاوت هاي TESL و TEFL چندان مطرح نبوده و كلا آموزش زبان انگليسي به افراد غير انگليسي زبان مورد نظر است.
در پايان بايد اين را اضافه كنيم كه گو اينكه مدارك ياد شده كاملا معتبر هستند اما عاقلانه است پيش از تصميم گيري براي اخذ هر كدام، ابتدا تحقيقي در باره كشور و موسسه اي كه در نظر داريد در آن به كار تدريس بپردازيد به دست آوريد و مناسب ترين دوره را بگذرانيد.
جوزف دوتو
يكي از شاگردهاي جو از او پرسيد: "من گاهي اوقات در ذهن خودم به انگليسي صحبت مي كنم. اين نوع تمرين مفيد هست؟ جو به اين سوال دو جواب داد. اولين جواب اين كه "گفتگو با خود" به تنهايي زياد مفيد نيست. شما با حرف زدن با خودتان چيز تازه اي ياد نمي گيريد و امكان دارد زياد اشتباه كنيد. اما دومين جواب جو اين است كه اگر "گفتگو با خود" را با مطالعات ديگرتان تركيب كنيد خيلي مفيد خواهد بود. در اين حالت، گفتگو با خود فرصتي فراهم مي كند كه تمام واژه ها و جمله هاي جديد انگليسي را كه در حال مطالعه شان هستيد تمرين كنيد.
"فكر كردن به انگليسي" مهارت خيلي مفيدي است كه به شما امكان مي دهد به طور آسان و طبيعي در هر شرايطي صحبت كنيد. با صحبت كردن با خود، حتي اگر بدون صدا باشد، به انگليسي فكر مي كنيد و بر روي مغزتان اثري مي گذاريد كه درست مشابه اثر صحبت كردن با صداي بلند است.
اگر متوجه اشتباه هاي احتمالي خودتان باشيد، خيلي مهم نيست اشتباه كنيد. وقتي هر روز مطالعه مي كنيد، جمله هايي را كه مي خوانيد با جمله هايي كه زمان گفتگو با خودتان به كار مي بريد مقايسه كنيد. به مرور ياد مي گيريد كه جمله هاي درست به كار ببريد. مادامي كه فكر نمي كنيد كامل هستيد (البته هيچ كس كامل نيست!) انگليسي شما به طور حتم پيشرفت مي كند.
علاوه بر اينكه به طور منظم كتاب هاي درسي خودتان را مطالعه مي كنيد يا با منابع ديگر كار مي كنيد، سعي كنيد در هر زمان و هر جا گفتگو با خود را تمرين كنيد. انگليسي روان تر مي تواند از آن شما باشد!
| کاربرد های it |
|
كــــــــــاربردهاي It It در انگليسي كاربردهاي متعددي دارد كه به برخي از آنها در زير اشاره مي شود. 1- اشاره به شي ء مفرد There is a car in the street It is blue 2- اشاره به زمان It is Monday It is 2 o'clock 3- اشاره به هوا It is raining It is cold 4- اشاره به مسافت It is 10 Kms from here to Isfahan 5- اشاره به شخص نامشخص Who is it on the phone 6- كاربرد در فرمول زير بقيه جمله + مصدر با to + صفت + It + is/was It is easy to learn English نمونه سوال زير گزينه ي صحيح خط بكشيد. A: How is the weather? B: …………. is cold a. That b. This c. It d. There A: What day is today? B: ………… is Saturday a. It b. That c. This d. It’s It was easy ………………. in that river a. swim b. swimming c. to swim d. swam A: How far is ……………. to your school? B: 200 meters a. that b. this c. there d. it A: What is …………… in your hand? B: A pen a. it b. they c. those d. these يكي از كاربردهاي it استفاده در فرمول زير مي باشد كه نشان دهنده يك امر كلي و عمومي مي باشد . بقيه جمله + مصدر با to + صفت + It + is/was It is important to learn a foreign language It is dangerous to swim in the river It was difficult to climb a tall tree چنانچه بخواهيد شخص خاصي را مورد نظر قرار دهيد از فرمول زير استفاده مي كنيد . بقیه ی جمله +مصدر با to + ( مفعول + for ) + صفت + It + is/was It is necessary for you to come on time It was easy for Ali to speak English مي توان جملات فوق را بشكل زير تغيير داد . It is dangerous to drive carelessly Driving carelessly is dangerous
It is forbidden to smoke in this room Smoking in this room is forbidden نمونه سوال It is necessary ………………… early to class a. come b. to come c. coming d. came It was necessary ……………………. polite a. for him to be b. for to be him c. him to before d. to be for him It is forbidden ……………… in this bus a. smoke b. smoking c. to smoke d. smoked It is useful for ……………………. to walk in the park a. she b. her c. hers d. she's yesterday, ………………… for a long time made him tired a. Work b. Worked c. Working d. Works Is it difficult to learn English? No, ……………….. English is easy a. to learn b. learned c. learns d. learning منبع : http://davari55.blogfa.com |
| انواع کلمات |
|
انواع کلمات (part of speech ) در دستور زبان انگلیسی هشت نوع کلمه وجود دارد: 1- اسم (Noun) مثال: Ali - book - lion - umbrella 2- صفت (Adjective) مثال: large – good – hot - beautifu l3- ضمير (Pronoun) مثال: him – them – We - They 4- فعل (Verb) مثال: go – come – read - watch 5- قيد (Adverb) مثال: well – slowly – badly - rapidly 6- حرف اضافه (Preposition) مثال: in – at – by - to 7- حرف ربط (Conjunction) مثال: and – or – but - so 8- صوت (Interjection) مثال: oh - Bravo البته بعضی از کلمات وجود دارند که نسبت به هر جمله می توانند معانی مختلف داشته باشند. به جملات زیر توجه کنید: 1. I gave him a present 2. I can not tell you at the present moment 3. They will present you to the king 4. At present he is absent همانطور که ملاحظه می کنید در جمله اول present به معنای هدیه است. (اسم) در جمله دوم present معنای حال یا حاضر می دهد.(صفت) در جمله سوم present به معنای مهیا و آماده کردن است.(فعل) در جمله آخر present به معنای اکنون یا زمان حال است. (قید) طبیعی است برای تشخیص اینکه یک کلمه در مکانهای مختلف چه معنی می دهد باید گنجینه لغت بیشتری برای خود فراهم آوریم و این میسر نیست مگر با مطالعه کردن و سرو کار داشتن با واژگان انگلیسی و تمرین کردن. اسم (Noun) اسم در هر زبانی به طور کلی برای نامیدن شخصی یا حیوانی یا چیزی یا مفهومی به کار می رود. اسمها را می توانیم به دو دسته کلی تقسیم کنیم. اسمهای عام (common nouns) اسمهای خاص ( proper nouns) اسم عام اسمی است که شامل همه افراد همجنس باشد مانند: man- city- book- girl که شامل هر دختر، کتاب، شهر و مردی می شود. اسم خاص اسمی است که نشان دهنده فرد یا افرادی مخصوص و معین باشد که از آن شخص یا مکان و ... با آن نوع مشخصات خاص فقط یکی وجود دارد. مانند: Iran - Tehran - Ali - John . ممکن است گفته شود که میلیونها علی در دنیا وجود دارد اما باید توجه داشته باشیم که هیچکدام از علی ها عیناً مثل هم نیستند و هیچ انسان مشابه به هم که صد در صد عین هم باشند وجود ندارد.باید توجه داشته باشیم که اسمهای خاص طبیعتاً نمی توانند جمع بسته شوند یا علامت مفرد بگیرند. اما اسمهای عام می توانند جمع و مفرد داشته باشند. طريقه جمع بستن اسم اسم از نظر تعداد بر دو قسم است: اسم مفرد: Singular و اسم جمع: Plural برای جمع بستن اسمها به آخر اسم حرف s اضافه می شود.به این مثالها توجه کنید. boy boys girl girls desk desks lion lions البته بعضی استثناها هم وجود دارد که تعدادی از آنها را با همدیگر مرور می کنیم. 1- کلماتی که آخرشان به حروف s- sh- ch- x ختم می شوند برای جمع شدن es می گیرند.به این مثالها توجه کنید. bus buses brush brushes box boxes watch watches کلماتی که به o ختم می شوند هم معمولا es می گیرند اما استثناهایی هم وجود دارند. potato potatoes tomato tomatoes radio radios piano pianos 2- کلماتی که به حرف y ختم می شوند اگر قبل از y حرف بی صدا (یعنی غیر از حروف a- i- e- o- u ) وجود داشته باشد حرف y تبدیل به ies می شود. country countries dictionary dictionaries lady ladies اگر قبل از حرف y حرف صدادار وجود داشته باشد جمع بستن به صورت معمولی است. boy boys 3- معمولا کلماتی که به f یا fe ختم می شوند این حروف تبدیل به ves می شوند. wife wives wolf wolves knife knives 4- تعداد محدودی از کلمات وجود دارند که به صورت معمول جمع بسته نمی شوند و جمع خاص خودشان را دارند. man men woman women tooth teeth foot feet goose geese child children |
| نكاتي درباره ي no-any-some |
|
نكاتي درباره ي no-any-some some Some به معني مقداري يا تعدادي صفت مقدار مي باشد و مي تواند قبل از اسمهاي قابل شمارش جـمع و همچنين قبل از اسمهاي غير قابل شمارش بكار رود . I have some books. I have some money Some اغلب در جمــلات مثبت بــكار مي رود و معادل آن در جملات منفي و سـوالي كلمه ي any به معني هيچ يا اصــلأ مي باشد . توضيح اينكه any همــانند some مـي تواند هم قبـل از اسمهاي قابــل شمارش جمع و هم قبل از اسمهاي غير قابل شمارش بكار رود . There are some pens on the table There are not any pens on the table Are there any pens on the table تذكر1 : در جمـــلات منفي مي توانيم تركيب not any را حذف كرده و بجاي آنــــها كلمـه ي no را قـرار دهيم . no نيز همــانند some و any هم قبل از اسمهاي قابــــل شمارش جمـع و هم قبــــل از اسمهاي غير قابل شمارش بكار مي رود . تذكر2 : no در جملات مثبت بكار مي رود ولي به جمله مفهوم منفي مي بخشد . There are not any pens on the table There are no pens on the table I did not drink any milk I drank no milk يادآوري : كلمات مركبي كه با some – any و no ساخته مي شوند نيزاز قوانين فوق پيروي مي كنند. somebody – someone - something anybody – anyone - anything nobody - no one - nothing
I see somebody in the library She didn't eat anything You will say nothing زير گرينه ي درست خط بكشيد. I didn't see …………….. money in the box a.any b.no c.many d.some Do you see …………… snow on the ground a.no b.many c.any d.some There is …………… water in the glass a.no b.some c.little d.a,b and c I didn’t ask …………… to help me a.nobody b.somebody c.anybody d.a and c منبع : http://davari55.blogfa.com |
|
اگر شما در صحبتهايتان به درستي از استرسکلمات استفاده کنيد، به سـرعت هر دو مهـارت درک مطلب شنيداري و تـلفظ خـود راتـقـويـت خواهيد کرد. |
|
دروس تخصصي براي رشته زبان انگليسي و ادبيات | |
|
کليات زبان شناسي 1و2 |
زبان دوم 1و2و3 ( فرانسه يا آلماني ) |
|
داستان کوتاه |
سيري در تاريخ ادبيات انگليسي 1و2 |
|
فنون و صناعات ادبي |
ترجمه متون ادبي 1و2 |
|
نمايشگاه 1و2 |
شعر انگليسي |
|
اصول و روش نقد ادبي 1 و 2 |
آشنايي با رمان 1 و 2 |
|
مکتب هاي ادبي |
متون برگزيده نثر ادبي |
|
دروس تخصصي براي رشته مترجمي زبان انگليسي | |
|
ساخت زبان فارسي |
آشنايي با ادبيات معاصر ايران |
|
نگارش فارسي |
واژه شناسي |
|
ترجمه پيشرفته 1 و 2 |
ترجمه متون اقتصادي |
|
ترجمه متون علوم انساني |
ترجمه متون سياسي |
|
ترجمه مکاتبات و اسناد (1و2)زبان دوم |
ترجمه متون مطبوعاتي (1و2)زبان دوم |
|
ترجمه شفاهي 1و2و3 |
ترجمه نوار و فيلم 1و2 |
|
بررسي مقابله اي ساخت جمله 1و2 |
اصول و مباني نظري |
|
ترجمه متون ادبي | |
|
دروس اصلي براي رشته هاي زبان انگليسي و ادبيات
و مترجمي زبان انگليسي | |
|
خواندن و درک مفاهيم 1 و 2 |
دستور و نگارش 1 و 2 |
|
گفت و شنود آزمايشگاه 1و2 |
درک يادگيري زبان |
|
نگارش پيشرفته |
ترجمه متون ساده |
|
اصول و روش ترجمه |
کاربردهاي اصطلاحات و تعبيرات در ترجمه |
|
آواشناسي انگليسي |
درآمدي بر ادبيات انگليسي 1و2 |
|
خواندن متون مطبوعاتي |
نمونه هاي نثر ساده |
|
بيان شفاهي داستان 1و2 |
نامه نگاري انگليسي |
|
مقاله نويسي |
بررسي آثار ترجمه شده اسلامي 1و2 |
|
اصول و روش تحقيق 1و2 |
آزمون سازي زبان |
در این بخش به مکالمات روزمرۀ آمریکائی میپردازم. بسیاری از زبان آموزان وقتی صحبت میکنند، فقط از چند کلمه ساده روزمره استفاده میکنند و سعی میکنند کل منظورشان را با همان چند کلمه جزئی بیان کنند و حال آنکه اگر بخواهند به شکل مدرن حرف بزنند کلامشان بسیار زیباتر خواهد شد. در این عبارات که همه از کتابهای زبان اصلی اخذ شده است، سعی کرده ام تا حدی این زیبائی در مکالمات به روز را منعکس کنم.
جملات زیر همه کاربردی و رایج هستند و سعی شده است تا حد امکان از اصطلاحات خودمانی و عامیانه پرهیز شود مگر اینکه بسیار شایع و رایج باشد.
* * *
1- بدون داشتن هدفی معین، نسبت به زندگی ات احساس نارضایتی خواهی کرد.
Without a clearly defined purpose, you feel unsatisfied with your life.
2- اگر در مورد این موضوع فکر کنی میتوانی به جمع بندی درستی برسی.
If you think about the matter, you can reach the right conclusions.
3- از کتاب او بعد از انتشار بیش از ده ملیون نسخه فروخته شد.
His book has sold over 10 million copies since its release.
4- زندگی من 180 درجه بهتر شده است.
My life has taken a 180 degree turn for the better.
5- احساس میکنم که دوباره به دنیا آمده ام
I feel like I've been re-born
6- خیلی هزینه کردم ولی فقط مقدار کمی عائدم شد.
I've paid a lot more and just gotten far less.
7- من این نصیحت پدرانه تو را به هر کس که میخواهد زندگی اش را تحت کنترل داشته باشد توصیه میکنم.
I recommend your fatherly advice to every one who wants to be in control of his own life.
8- گویا که دنیای جدیدی به روی من باز شده است.
It seems like a whole new world has opened up for me.
9- بر خجالتی که مانع از آن میشود که چیزی بگوئی، غلبه کن.
Overcome the shame that hold you back from saying something.
این جمله را میتوان به طور رسمی تر اینگونه نیز بیان کرد.
Overcome the mental 'shame & shyness' blocks that hold you back from saying something
10- از بروز دادن انرژیهای منفی ای مانند "من شکست خورده ام" که آدمهای کم بنیه همه جا از خودشان پخش میکنند، خودداری کنید.
Avoid sending out the negative "I've been defeated..." signals that low status men broadcast all over the place
11- دیگر یک آدم پاچه خوار نباش و سعی کن روی پای خودت بایستی.
Stop being the bootlicking guy and try to be on your own feet
12- ما از اینکه مورد قبول قرار نگیریم – حرفمان پذیرفته نشود - آنقدر در قلبمان احساس ترس میکنیم که قادر نیستیم مانند یک انسان عادی رفتار کنیم.
We have so much FEAR OF REJECTION in our hearts that we are incapable of acting on like a normal human.
13- باید بیاموزی که چگونه از فکرت استفاده کنی
You need to learn how to use your intellect
14- رفتار یک فرد معرف شخصیت اوست.
A Mans' Demeanor Reveals His Status
15- زنان موجودات بسیار حساسی هستند.
Women are highly emotional creatures
16- غرورت را از بین ببر
Fade out your own ego.
17- دوست داری در چه موردی صحبت کنیم؟
What do you enjoy talking about?”
18- چطور شد که به این نتیجه رسیدی
How did you come to this conclusion?”
19- قوزک پایم بدجوری رگ به رگ شده است.
My ankle is badly sprained.
20- این زخم بسیار عمیقی است متاسفانه باید بخیه بخورد.
It's quite a deep wound. I'm afraid it needs some stitches.
22- واقعا از حرفی که دیروز به تو زدم پشیمان هستم.
I deeply regret what I said to you yesterday.
23- خانم من10 سال از من بزرگتر است ولی این فاصله سنی مشکلی برای ما بوجود نیاورده است.
My wife is ten years older than me, but the age difference has never been a problem.
24- او فقط دو سال دارد ولی میتواند از یک تا ده بشمارد.
He is only two years old, but he can count up to ten.
25- او فقط 14 سال دارد ولی به اندازه سن و سالش خیلی خوب رشد کرده است.
He is only 14, but he is quite grown-up for his age.
26- او سن و سالی ازش گذشته است.
He is over the hill.
27- او پیر است و هرگز طرز فکرش را عوض نخواهد کرد.
He is old and will never change the way he does think.
28- دیگر خیلی پیر شده ام فکر میکنم دیگر باید کمی زندگی را آسان تر بگیرم.
I think I will have to start taking life a little easier. I am over the hill.
29- آیا او هنگام تولد پسرش حاضر بود.
Was he present at the birth of his son?
30- احساس میکنم که دوران کودکی بسیار خوبی داشتم.
I think I had a very happy childhood.
31- دخترها معمولا چند سال قبل از پسران بالغ میشوند. (به سن بلوغ میرسند).
Girls usually reach puberty about some years before most boys.
32- (دوران) جوانی میتواند بهترین یا بدترین سالهای زندگی باشد.
Adolescence can be the best or the worst years of your life.
33- متاسفانه اولین ازدواج من فقط دو سال به طول انجامید.
My first marriage unfortunately only lasted a couple of years.
34- پدرم در دوران بازنشتگی اش کتابی در مورد تجربیات دوران جنگش نوشت.
In his retirement my father wrote a book about his wartime experiences.
35- زنان هنگامی بارداری نباید سیگار بکشند.
Women shouldn't smoke during pregnancy.
36- مراقبت از نوزاد تازه متولد شده سختر از آن است که تصور میکنی.
Looking after a newborn baby is more difficult than you think.
37- خیلی خسته ام هر شب باید سه بار برای شیر دادن به بچه ام بیدار شوم.
I'm exhausted. I have to get up three times every night to feed my baby.
38- به اینکه فرزند پسر باشد یا دختر، اهمیتی نمیدهم. فقط سالم باشد.
I don’t mind whether it's boy or a girl as long as it's healthy.
39- فراموش نکن که برای بچه ها مقداری اسباب بازی بیاوری تا بازی کنند.
Don't forget to bring some toys for the children to play with.
40- یکی از دوستانم در حالیکه باردار بود با ماشینش تصادف کرد و فرزند در شکمش از بین رفت.
A friend of mine crashed her car when she was pregnant and lost her child.
41- او نوزاد دختر بسیار زیبائی به دنیا آورد.
She gave birth to a beautiful baby girl.
42- او را سریع به بخش زایمان بردند.
She was rushed to the maternity ward.
43- از وقتی که بچه دار شدیم خیلی شبها بی داریم و من واقعا اکثر اوقات خسته ام.
We've had quite a few sleepless nights since the baby was born. I'm absolutely exhausted most of the time.
44- بچه دوباره گریه میکند. فکر میکنم باید جایش (کهنه اش) را عوض کنی.
The baby is crying again. I think his nappy needs changing.
45- دو ماه برای زایمانم مرخصی گرفته ام.
I've still got two months maternity leave.
46- استخدام کردم یک دایه برای نگه داری از فرزندم خیلی گران است.
Employing a baby-sitter to look after my baby will be so expensive.
47- او شش ماه دارد و تازه شروع کرده به حالت سینه خیز حرکت کند.
He is sex months now. He is just started crawling.
48- سارا سه ساله شده است و به زودی میتواند به مهد کودک برود و من هم دیگر میتوانم به سر کارم بروم.
Sara is nearly three now. She'll soon be able to go to nursery school and I will be able to go back to my work.
49- اگر فکر میکنی که مراقبت از یک فرزند سخت است تصور کن که داشتن یک دوقلو یا سه قلو چگونه میتوانست باشد.
If you think having one baby to look after is difficult, imagine what it's like if you have twins or triplets.
50- من زمان بازی با ماشینهای اسباب بازی ام را به یاد می آورم.
I remember playing with my toy cars.
51- من زمانی که در حیات مدرسه طناب بازی میکردیم را به یاد دارم.
I remember skipping in the playground at school.
لغات:
skip: to jump over a rope as you swing it over your head and under your feet, as a game or for exercise
طناب بازی کردن
52- پدر و مادرم تا قبل از سن 14 سالگی به من اجازه آرایش کردن نمیدادند.
My parents didn't let me wear make-up till I was 14.
53- در برخی از کشورها سیلی زندن به فرزند خلاف قانون است.
In some countries it is against the law to smack your children.
54- کمی ناراحتم
I'm a bit upset.
55- پدر او بر اثر سرطان در حال مرگ است (در بستر مرگ افتاده است).
His father is dying of cancer.
56- برادرم بعد از فوت ناگهانی همسرش دیگر نتوانست خودش را بدست آورد
My brother never recovered after his wife's sudden death.
57- امسال مرگ و میر ناشی از تصادف در جاده ها افزایش یافته است.
The number of deaths in road accidents has increased again this year.
58- او به محض اینکه متوجه شد دارد میمیرد، وصیت کرد که اموالش را به پسرش بدهند.
As soon as he knew he was dying, she made a will, leaving all his money to his son.
59- او خیلی مشهور بود و وقتی که فوت کرد بیش از دویست نفر در تشییع جنازۀ او شرکت کردند.
He was so popular. When he died more than two hundred people came to her fneral.
60- بیچاره سارا. یک سال بعد از عروسی اش بیوه شد.
Poor Sara! She was widow only a year after she got married.
61- عجب شهر خسته کننده ای . ساعت 10 شب به بعد همه جا تعطیل است.
What a boring city. It's completely dead after 10 o'clock at night.
62- واکمن من کار نمیکند . فکر میکنم که باتری اش تمام شده باشد.
My Walkman doesn't work. I think the battery I dead.
63- زبان لاتین یک زبان منسوخ (مرده) است.
Latin is a dead language.
64- بینی او مانند بینی پدرش است.
She has got her father's nose.
65- او اخلاق بدی دارد. به پدرش رفته است.
He has got a terrible temper. She takes after his father.
66- ما گه گاه برای غذا خوردن به بیرون میرویم.
We go out for dinner every now and again (some times).
67- او نویسنده ای با قابلیتهای چشمگیر است.
He's a writer of remarkable ability.
68- ادارۀ ما در بالای آرایشگاه قرار دارد.
Our office is above the hairdresser's
69- امشب باید درجۀ هوا فقط کمی بالای صفر باشد.
Tonight, temperatures should be just above freezing.
70- حقوق ماهیانه ای که میدهیم کلی بالاتر از حد متوسط است.
The salaries we offer are well above average.
71- صدای او از بقیه بلندتر (رسا تر) است.
Her voice is above everybody else's
72- برای اطلاعات بیشتر به آدرس فوق نامه ای پست کنید.
Write to the address above for further information.
73- قبل از این زمان تا بحال در خارج زندگی نکرده بودم.
I had never lived abroad before.
74- در نبود من آقای لینگتون مسئول (کارها) خواهد بود.
Ms Leighton will be in charge during my absence
75- کار او مستلزم این است که او دم به دم از خانه دور باشد.
Her work involved repeated absences from home
76- با نبود هیچ شاهدی، پلیس باید اجازه دهد که او برود.
In the absence of any evidence, the police had to let him go
77- غیبت او برای دیگر افراد تیم، مشکلاتی را بوجود آورده است.
His absences have made it difficult on the rest of the team
78- با اطمینان کامل نمی توانیم بگوئیم که پروژه به نتیجه برسد.
We can't say with absolute certainty that the project will succeed
79- محل ادارۀ او واقعا شلوغ (بی نظم و ترتیب) است.
His office is an absolute mess
80- او دلیل استعفا دادنش را کاملا شفاف بیان کرد.
He made his reasons for resigning absolutely clear.
81- آیا کاملا مطمئنی که امهمیتی نمی دهی.
Are you absolutely sure you don't mind?
82- پلیس اعتقاد داشت که او آنچه اتفاق افتاده بود، گزارش صحیحی ارائه داده است.
Police believed she gave an accurate account of what had happened.
83- پیش بینی وضع دقیق هوا غیر ممکن نیست.
It's possible to predict the weather accurately
84- تصور میکنم که برآورد شما از وضعیت اقتصادی کنونی کاملا صحیح است.
I think your assessment of the current economic situation is pretty accurate
85- آنها یک ضرب (بدون توقف) طول جاده را دویدند.
They ran straight across the road.
86- از این سر تا آن سر سقف ترک عمیقی وجود دارد.
There is a deep crack across the ceiling
87- به نظرت آیا سرشانه های این لباس خیلی تنگ است؟
Do you think this shirt is too tight across the shoulders?
88- یکی دقیقا (ماشینش را) مقابل مسیر رفتن به گاراژ پاک کرده است.
Someone's parked right across the entrance to the driveway
89- او میدانستند که آزادی درست آن طرف مرز قرار دارد.
He knew that just across the border lay freedom
90- اولین کار رئیس جمهور جدید باید خاتمه دادن به گرانی باشد
The new president's first act should be to end the expensiveness.
91- عملکرد او دقیقا از روی بی فکری انجام شده بود.
His work was really a thoughtless act.
92- ما هر نوع فعالیت خشونت بار را محکوم میکنیم، اهمیتی ندارد که دلیلشان (برای اعمال خشونت) چه باشد.
We condemn all acts of violence, no matter what the reason
93- شرکت کار خوبی کرد که او را اخراج کرد.
The company acted correctly in sacking him
94- او عملش با وقار است.
She acts with dignity.
95- وقتی عصبانی هستی رفتار دیوانه واری از خود بروز میدهی.
You act crazy when you are angry.
96- او مطابق دستور وکیلش رفتار میکند.
She is acting on the advice of her lawyer.
97- بچه ها مشغول شدند که نقش داستانی که شنیده بودند را اجرا کنند.
The children were acting out the story of what they heard.
98- او بچۀ سرسختی است و کلی بی ادبی میکند.
He's a tough kid and he acts up a lot.
99- برای اینکه وضعیت از تحت کنترل ما خارج نشود به یک تصمیم قاطعی احتیاج داریم.
Firm action is needed to keep the situation from getting out of control.
100- او واقعا اشتیاق داشت که به نظراتش جامۀ عمل بپوشاند.
She was looking forward to putting her ideas into action
101 – او با نهایت مهربانی با خواهش ما موافقت کرد.
He graciously acceded to our request.
یا
He kindly agreed to our demand.
102- کمی طول کشید تا با شغل جدیدم خو بگیرم.
It took me a while to adapt to the new job.
103- خوبی بچه ها این است که به راحتی با محیط جدید خو میگیرند.
The good thing about children is that they adapt very easily to new environments.
104- او دوست دارد که با عنوان "جناب" یا "آقای" پارتریج مورد خطاب قرار گیرد.
He likes to be addressed as 'Sir' or 'Mr Partridge'.
105- آیا برای بیست مهمان به اندازۀ کافی غذا تهیه کرده ای.
Have we got adequate/enough food for twenty guests?
106- برای آماده شدن وقت کافی نداشتم.
I didn't have adequate time to prepare.
107- این حقوق به هیچ وجه یک حقوق چشمگیری نیست ولی برای احتیاجات ما کافی می باشد.
It's not by any means a brilliant salary but it's enough for our needs.
108- در آینده آیا به مقدار نیاز جهان، ذخائر نفتی وجود خواهد داشت.
Will future oil supplies be adequate to meet world needs?
109- برای تعمیر آن صندلی به چسبی قوی احتیاج خواهی داشت.
You'll need a/some strong adhesive to mend that chair.
110- پدرم همواره زندگی پر تکاپوئی داشت.
My father always led a very active life
111- او شاید بیش از 80 سال داشته باشد ولی هنوز خیلی فعال است.
She may be over 80, but she's still very active
112- آن آتشفشان دوباره ممکن است فعال شود.
The volcano will become active again.
113- آیا او واقعا تو را زد یا فقط تهدیدت کرد؟
Did he actually hit you or just threaten you
114- در واقع تو به من دویست دلار بدهکاری.
Actually, you still owe me $200.
115- ماشین خودمان خراب شد از این مجبور شدیم که برای کرایه یک ماشین یک خرج اضافه ای را متحمل بشویم.
Our own car broke down, so we had the additional expense of renting a car.
116- آن زن و شوهر نمیتوانند بچه دار شوند ولی امید دارند که یکی را به فرزندی قبول کنند.
The couple are unable to have children of their own, but hope to adopt
117- بعضی از بچه ها سختشان است که با بزرگترها صحبت کنند.
Some children find it difficult to talk to adults
118- قبلا از کمک شما تشکر میکنم.
Many thanks, in advance, for your help
119- قد بلند او موجب برتری او بر دیگر بازیگران است.
His height gives him an advantage over the other players
120- کشورهای غربی در زمینه تکنولوژی از مزایای قابل توجهی برخوردارند.
Western countries enjoyed considerable advantages in terms of technology.
121- همه ما به شدت از کلام او تحت تاثیر قرار گرفتیم.
We were all deeply affected by his speech.
نوشته اين قسمت اختصاص دارد به مكالمات روزمره با اين تفاوت كه اين مكالمات فقط در محدوده محيطهاي پزشكي و رفتن به دكتر و امثال آن است اهميت اينگونه مكالمات براي كساني كه در كشورهاي خارجي زندگي ميكنند پوشيده نيست.
اميدوارم برايتان قابل استفاده باشد.
I would like to make an appointment.
2- اين علائم را پيش از اين هم داشته ام.
I had these symptoms before.
3- نسبت به پني سيلين حساسيت دارم
4- به نوار چسب (چسب زخم) حساست دارم.
I am allergic to adhesive plaster.
5- حق ويزيت چقدر است؟
6- تشخيص بيماري چيست؟ آيا جدي است؟
7- هر چند وقت بايد پانسمان را عوض كنم؟
How often do I need to change the dressing.
8- كي بايد براي معاينه مجدد باز گردم؟
9- چگونه بايد اين دارو را بخورم؟
10- چه مدت بايد اين درمان را ادامه دهم؟
11- آيا بايد وقت مجدد بگيرم؟
12- ممكن است خانواده من را مطلع سازيد (مثلا بعد از بستري شدن).
13- آيا درد داريد؟
14- آيا براي اين حالت پيش از اين درمان شده ايد.
15- آيا امروز اجابت مزاج داشته ايد؟
16- آيا بيماري فشار خون داريد؟
17- آيا براي اين بيماري عكس هم گرفته ايد؟
18- براي (ارائه به) بيمه به گواهي پزشكي نياز دارم.
I need a medical certification for insurance.
19- بايد از خونتان نمونه برداري كنيد.
You need to take a blood sample.
20- بايد آمپول بزنيد.
You need to get an injection.
21- بگذاريد درجه حرارتان را بگيرم.
Let me take your temperature.
22- بگذاريد نبضتان را بگيرم.
Let me take your puls.
23- بايد پزشك متخصص قلب شما را معاينه كند.
You need to be checked by a heart specialist.
24- لطفا اين فرم پذيرش را پر كنيد.
Please fill out this admission form.
25- اين دستوراتي است كه بعد از ترخيص بايد مراعات كنيد.
Here are the instructions you need to follow after your discharge.
26- بدون اينكه پرستار را مطلع كنيد نبايد از تختتان بلند شويد.
You must not leave your bed without informing the nurse.
27- شركت بيمه درماني شما كدام است.
28- كدام يك از اعضاء خانواده شما به اين بيماري مبتلا هستند.
29- در سوابق خانوادگي شما آيا بيماري ارثي اي وجود دارد.
30- اين يك بيماري انگلي است.
This is a parasitic disease.
31- لطفا جواب آزمايشتان را به من بدهيد.
Let me have your laboratory tests.
32- جدول واكسيناسيون فرزندتان را به من بدهيد.
Show me the vaccination record of youe child.
33- آيا درد شما دائمي است يا متناوب است (گه گاه ول ميكند و باز ميگيرد).
33- Is the pain steady or intermittent?
34- درد قولنج دارم.
I have a crampy pain.
35- محل دقيق درد را نشان دهيد.
Point to the exact place.
36- آيا عوارض هم وجود دارد؟
37- لطفا اين نسخه را بپيچيد.
Please make up this prescription.
38- اثر دارو از كي شروع خواهد شد؟
39- من بيماري قند دارم.
I am a diabetic.
40- شما دچار مسموميت غذائي شده ايد.
You have a food poisoning problem.
41- براي اسهال / يبوست دارو ميخواهم.
I need a medication for diarrhea / constipation.
42- دستم تاول زده است.
There is a blister on my hand.
43- پوست تنم دچار خشكيدگي شديدي شده است.
Ther is a serious dehydration in my skin.
44- پاشنه پايم ميخچه دارد.
There are some corns in my sole.
45- داروئي براي سرفه هاي خشك ميخواهم.
I need a medication for a dry coughing.
46- داروئي براي سرفه هاي همراه با اخلاط ميخواهم.
I need a medication for a productive coughing.
47- پمادي براي گزيدگي حشره (پشه) ميخواهم.
I need an ointment for an insect bite.
48- دچار سوء هاضمه شده ام.
I have indigestion.
49- شبها از بي خوابي رنج مي برم.
I suffer from insomnia at nights.
50- تنم خارش دارد.
My skin is itching.
51- بيماري سفر دارم (هنگام مسافرت حال تهوع به من دست ميدهد).
I have motion sickness.
52- پايم رگ به رگ شده است.
My leg has sprained.
53- اين پماد روي محل بماليد.
Apply this ointment to the effected area.
54- بيش از مقدار دستور داده شده استفاده نكنيد.
Do not take more than the prescribes dose.
55- اين دارو را تا آخر دو مرتبه در روز بخوريد.
Take his medication tow times a day untill the supply is finished.
56- اين قطره را در روز دو بار در چشمتان بچكانيد.
Instill the drops into your eyes to times a day.
57- از وقتي كه دارويم تمام شده ادامه درمان را متوقف كرده ام.
I stopped following the treatmen scince the supply ran out.
58- نميتوانسم قرص را قورت بدهم.
I could not swallow the pills.
59- چون از اثرات جانبي احتمالي نگران بودم خوردن دارو را متوقف كردم.
I stpped taking the drug scince I was worried about possible side effects.
60- از لحاظ بينائي مشكل دارم.
I have problem with my eyesight.
61- آيا ميتوانم روزه بگيرم.
Can I fast at this time.
62- بايد به من اجازه داده شود كه در مواقع مشخص نماز بخوانم.
I must be allowed to pray at specific times.
63- شما بايد تحت عمل جراحي قرار بگيريد.
You ought to have an operation.
64- (در بيمارستان) خواهشمندم سر تخت را بالا بياوريد.
Please raise the head of the bed.
65- لطفا كركره ها را ببنديد.
Please close the shutters.
66- اگر ميشود پرده ها را بكشيد.
Please close the cutrain, if possible.
67- آيا ميتوانيد اشياء قيمتي من را در محل امني قرار دهيد؟
Could you please put my valuables into a locked safe.
68- چند وقت است كه اين حالت را داريد؟
69- آيا دوست داريد با كسي از طرف شما تماس بگيريم؟
70- آيا ميتوانيد زانوهايتان را خم كنيد؟
71- آيا احساس خواب آلودگي ميكنيد؟
Are you drowsy.
72- آيا حال تهوع داريد.
73- سرم گيج ميرود.
I am dizzy.
74- آخرين عادت ماهيانه تان كي بوده است؟
75- شما بايد به بخش مراقبتهاي ويژه منتقل شويد.
You will need to be transferred to the intensive care unit.
76- آيا دخانيات مصرف ميكنيد؟
77- الان بخيه ميزنم.
I am going to put in stitches.
78- بخيه ها بايد هفته ديگر برداشته شوند.
The stitches should be removed in a week.
79- شما بايد از كمپرس آب سرد استفاده كنيد.
You need to apply cold compresses.
80- قبل از عكس بايد از يك ملين استفاده كنيد.
You have to take a laxative bofre to x-rate.
81- خواهش ميكنم دراز بكشيد.
Please lie down.
82- نفس عميق بكشيد و آن را نگه داريد سپس خارج كنيد.
Take a deep breath and hold it then let the breath out.
83- منتظر باشيد تا صدايتان بزنيم.
Please wait until we call you.
84- آيا بايد همين الان عمل بشوم.
Must I have the operation right away?.
85- آيا عمل ميتواند به تاخير بيافتد؟
86- لازم است كه به منظور رضايت دادن به اينكه عمل شويد اينجا را امضاء كنيد.
You need to sign a consent form for the operation.
87- آيا از بيماريهائي مانند ناراحتي قلبي و يا اختلال تنفس رنج ميبريد؟
Do you suffer from any illness such as heart disease or a pulmonary disorder?
88- احساس بي قراري شديدي دارم.
I feel an extreme agitation.
89- آيا در خانواده شما كسي بود كه با داروي بي هوشي واكنشي (نامطلوب) داشته باشد؟
Has anyone in your family ever had a reaction to an anesthetic?
90- بعد از تزريق نبايد به تنهائي بلند شويد.
You must not get on your own after the injection.
91- جراحي شما به صورت بي حسي موضعي انجام ميشود.
92- ميخواهم يك نفر به من ياد بدهد كه چگونه با چوب زير بغل راه بروم.
I would like someone to shoe me how to walk with crutches.
93- كي ميتوانم فعاليتهاي معمولي خود را از سر بگيرم؟
When can I resume my normal activities.
94- چه احتياطهائي را بايد انجام دهم؟
What precautions must I take?.
95- بتدريج فعاليتهايتان را به صورتي كه تذكر داده شد افزايش دهيد.
Gradually increase your activities as instructed.
96- از بالا رفتن غير ضروري از پله ها اجتناب كنيد.
Avoid climbing unnecessary stairs.
97- از ورزش زياد (فعاليت زياد) اجتناب كنيد.
Avoid overexertion
98- اگر سوالي داشتيد ترديد به خود راه ندهيد. از ما سوال كنيد.
99- با چه وسيله اي به منزل بر ميگريد.
How are you travelling home.
100- زخم محل عملم (برش) متورم است.
My incision is swollen.
101- زخم محل عملم (برش) ترشحات چركي دارد.
My incision is oozing pus.
102- اشتها ندارم.
I have no appetite.
103- احساس افسردگي ميكنم
I am feeling depressed.
104- از سوزن و سرنگ مشترك استفاده نكنيد.
Do not share syringes and needles.
105- ضمن پرستاري از يك بيمار مبتلا به ايدز خراش برداشتم.
I Pricked myself while caring for an AIDS patient.
106- چه مدت طول خواهد كشيد كه خون از نظر ايدز مثبت شود.
How long does it take to become HIV positive.
107- احتمال اينكه بيماري در من ظاهر شود چقدر است؟
What chance I have of developing the illness.
108- نميدانم تا چه مدت از عهده خودم بر مي آيم (كه كارهايم را خودم انجام دهم)
I wonder how long I can manage myself.
109- به كمكهاي عاطفي احتياج دارم (مثلا چون روحيه ام ضعيف شده)
I need emotional support.
110- شما دچار عفونت ريوي شده ايد.
You have a lung infection.
111- چگونه از اين دستگاه بخور استفاده كنم؟
112- بيني ام گرفته است.
I have a stuffy nosy.
113- بيني ام آبريزي دارد.
I have a runny nose.
114- بثورات پوستي دارم.
I have a rash (in my skin).
115- در قفسه سينه ام احساس فشار ميكنم.
I have a tightness in my chest.
116- اولين بار كي متوجه شديد كه اين حالت را داريد؟
117- براي پيشگيري از حملات بعدي (مانند حمله آسم) بايد از يك اسپري استفاده كنيد.
118- شما باید در بیمارستان بستری شوید.
You need to be admitted to hospital.
119- برای شستشو باید از صابونهای ملایم استفاده کنید (بوی تند نداشته باشند).
You should use a mild soap when washing your skin.
120- ورزشهایتان را باید ادامه دهید.
You should continue to your exercises.
121- از درد ناحیۀ قفسۀ سینه رنج میبرم.
I am suffering from a chest pain.
122- متوجه شده ام که هنگام ورزش نفسم تنگ میشود.
I have noticed that I am short of breath when I exercise.
123- آیا با قطع ورزش تنگی نفستان از بین می رود؟
Is your shortness of breath relieved by stopping exercise?
124- دستها و پاهایم ورم کرده اند.
My hands and feet are swollen.
125- وزنم کم / زیاد شده است.
I have lost / gain weight.
126- درد تیر کشنده ای در گردنم وجود دارد.
There is a radiating pain in my neck.
127- آیا متوجه شده اید که ضربانی در ناحیه گردن احساس کنید.
Have you noticed that you feel throbbing in your neck?
128- آیا متوجه شده اید که اخلاط خونی داشته باشید؟
Have you noticed any cough up blood?
129- احساس خستگی بیش از حد داردم.
I feel an excessive fatigue.
130- گویا نبضم سریع میزند.
As if I have a rapid pulse.
131- برای کند کردن ضربان قلبتان باید این دارو را مصرف کنید.
You should take this medication to slow down your heart rate.
132- ضربان قلبم نا منظم است.
I have an irregular pulse
133- میخواهم دندانم را جرم گیری کنم.
I would like to have my teeth scaled (cleaned).
134- دندانم کرم خورده است.
I have a chipped tooth.
135- پر شدگی دندانم افتاده است.
I lost a filling.
136- هنگامی که روی دندان فشار وارد میشود دردش بیشتر میگردد.
The pain is worse when the tooth is pressed on.
137- لطفا وضع کلی سلامت جسمی اتان را به من بگوئید.
Please tell me about your general state of health.
138- دندانتان باید کشیده شود.
Your tooth needs to be extracted.
139- آیا دندانتان نسبت به سرما حساس است.
Is your teeth sensitive to cold?
140- تف کنید و دهانتان را بشوئید.
Spit and rinse out your mouth.
زمانهاي مربوط به آينده
در زبان انگليسي براي بيان زمان آينده از افعال و حالتهاي مختلفي استفاده ميشود که آنها را به ترتيب اهميت در زير ميبينيد:
3. Present Progressive (حال استمراری)
4. will + be + verb-ing و فرمهاي ديگر
از فعل کمکي will براي نشان دادن آينده در جهتهاي زير استفاده ميشود:
الف- پيشبيني: براي توصيف چيزي که ميدانيم، يا انتظار داريم که اتفاق بيفتد:
It will be rainy tomorrow.
(فردا هوا باراني خواهد بود)
You will be sick if you eat all those sweets.
(اگر همه آن شيرينيها را بخوري مريض ميشوي)
ب- بيان تصميمي كه درست در همان لحظه گرفته شده است:
I will answer the phone.
(من تلفن را جواب ميدهم)
I'll see you tomorrow. bye!
(فردا ميبينمت.خداحافظ)
الف- از اين ساختار براي بيان برنامهها و تصميماتي که از قبل گرفته شدهاند، استفاده ميشود:
We're going to paint this room blue.
(ما ميخواهيم اين اتاق را آبي بزنيم)
I'm going to be a doctor.
(ميخواهم يک دکتر بشوم)
ب- همچنين از اين ساختار ميتوان براي بيان يک پيشگويي، مخصوصاً وقتي که براساس مدرکي در زمان حال باشد، استفاده نمود.
She's going to have a baby. (Because she's pregnant)
(او قرار است كه يك بچه بدنيا بياورد)
It's going to rain. (It's cloudy)
(ميخواهد باران ببارد)
بعضي اوقات تفاوتي بين will و be going to براي يك پيشبيني وجود ندارد.
|
| ||
| ||
3- حال استمراري (Present Progressive)
از حال استمراري براي بيان يک برنامه يا يک قرار بين افراد در آينده استفاده ميشود و معمولاً به آينده نزديک اشاره دارد:
I'm meeting my friend this evening.
(امروز بعدازظهر دوستم را ملاقات ميکنم)
They are driving to Scotland at the weekend.
(آنها آخر هفته به اسکاتلند ميروند)
گاهي اوقات تفاوتي نميکند که براي بيان يک برنامه يا قرار از حال استمراري و يا از ساختار be going to استفاده شود، به عنوان مثال:
We're going to see a play tonight.
or: We're seeing a play tonight.
راههاي ديگري نيز براي صحبت درباره آينده وجود دارد، به عنوان مثال:
a) Will + be + verb-ing
Next week I'll be talking about how to use a microscope.
(هفته آينده درباره نحوه استفاده از ميکروسکوپ صحبت خواهم کرد)
b) Be + to + verb
Iranian president is to visit Russia.
(رئيس جمهور ايران از روسيه بازديد ميکند)
c) Be + about + to + verb
The mayor is about to announce the result of election.
(شهردار به زودي نتايج انتخابات را اعلام خواهد کرد)
تلفظ پايانههاي s و ed
پايانهها (يا پسوندهاي) s و ed دو تا از متداولترين پايانهها (endings) در زبان انگليسي هستند. قواعد تلفظ آنها تغيير ناپذير است و براي انواع مختلف کلمات يکسان است.
کاربرد پايانه s
پايانه s چهار کاربرد مختلف دارد:
|
کاربردها |
تلفظ | ||
| صداي /S-/ | صداي /Z-/ | صداي /IZ-/ | |
|
اسامي جمع |
act » acts |
day » days | voice » voices |
|
حالت ملکي |
Mark » Mark's | Ann » Ann's | James » James's |
| افعال سوم شخص مفرد |
like » likes |
lead » leads | teach » teaches |
| حالت مخفف is و has |
it is » it's |
she is » she's |
--- |
نحوه تلفظ پايانه s
1- در کلماتي که به يکي از صداهاي /
/، /
/، /![]()
/، /![]()
/، /
/ و /
/ ختم ميشوند، پايانه s صداي /IZ-/ ميدهد:
refuses, passes, judges, watches, garages, wishes.
2- پس از حروف صدادار و نيز کلماتي که به يکي از صداهاي /
/، /
/، /
/، /
/، /
/، /
/، /
/، /
/، /
/ و /
/ ختم ميشوند، پايانه s صداي /z-/ ميدهد:
boys, lies, ways, pubs, words, pigs, loves, bathes, rooms, turns, things, walls, cars.
3- پس از حروف بيصداي /
/، /
/، /
/، /
/ و /
/ پايانه s صداي /s-/ ميدهد:
cups, cats, walks, laughs, tenths.
کاربرد پايانه ed
پايانه ed براي ساختن زمان گذشته ساده و نيز قسمت سوم افعال با قاعده به کار ميرود:
|
کاربرد |
تلفظ | ||
| صداي /Id-/ | صداي /d-/ | صداي /t-/ | |
|
حالتهاي گذشته افعال |
need » needed want » wanted |
fill » filled need » needed |
work » worked help » helped |
نحوه تلفظ پايانه ed
1- پس از يک /
/ يا /
/، پايانه ed صداي /Id-/ ميدهد:
landed, started, visited, demanded
2- پس از حروف صدادار و نيز حروف بيصداي /
/، /
/، /
/، /
/، /
/، /
/، /![]()
/، /
/، /
/، /
/، /
/ و /
/، پايانه ed صداي /d-/ ميدهد:
tied, paid, robbed, lived, used, judged, seemed, turned, cared, failed.
3- پس از بقيه حروف بيصدا، يعني /
/، /
/، /
/، /
/، /
/، /
/ و /![]()
/ پايانه ed صداي /t-/ ميدهد:
developed, looked, laughed, berthed, missed, wished, watched
استرس (stress) در زبان انگليسي
در بيشتر ديکشنريها براي نشان دادن استرس (stress) از علامت ' استفاده ميکنند. گاهي هم از حروف بزرگ استفاده ميشود. به عنوان مثال به کلمههاي زير دقت کنيد:
magazine /,![]()
![]()
![]()
'![]()
![]()
![]()
/
letter /'![]()
![]()
![]()
![]()
/
در کلمه اول استرس روي سيلاب (يا بخش) سوم (-zine) و در کلمه دوم روي سيلاب اول (-let) قرار دارد.
هر کلمه انگليسي که داراي دو يا چند سيلاب باشد، حتماً داراي يک سيلاب استرس دار نيز ميباشد:
'yellow (= YEL + low)
sham'poo (= sham + POO)
com'puter (= com + PU + ter)
تغيير استرس کلمات
بسياري از کلمات در زبان انگليسي به دو صورت اسم و فعل (هر دو) به کار ميروند. تلفظ بسياري از اين نوع کلمات، چه به صورت اسم به کار روند و چه به صورت فعل هميشه يکسان است. مثلاً در کلمه sur'prise که هم به معني «غافلگيري» و هم به معني «غافلگير کردن» ميباشد، استرس همواره روي سيلاب دوم (-prise) قرار دارد.
سه مشکل اصلي پيش روي يک زبان آموز
1- ايجاد شور و هيجان در فراگيري زبان
همه زبانآموزان دوست دارند که به خوبي انگليسي صحبت کنند. آنها از اين فکر که قادر باشند «روان» صحبت کنند و با ديگران به انگليسي ارتباط برقرار کنند به هيجان ميآيند. اما آنها معمولاً توجهي به خود فرآيند آموزش ندارند. در نظر بيشتر زبانآموزان، فراگيري زبان انگليسي يک اجبار است - چيـزي که مجبور به انجام آن هستنـد، ولي ميلي به آن ندارنـد. آنهـا در فراگيري زبان انگليسي هيچ لذتي نميبينند. بطور خلاصه، بيشتر زبانآموزان دوست دارند که انگليسي صحبت کنند ولي دوست ندارند به فراگيري زبان انگليسي مشغول باشند. اين اولين و مهمترين مشکلي است که پيش روي يک زبان آموز قرار دارد، زيرا کسي که تمايلي به فراگيري يک زبان خارجي نـدارد، آن را بـه خوبي فرا نخواهـد گـرفت. اگـر شما «انگليسي» را دوست نداشتـه باشيـد، «انگليسي» هم شما را دوست نخواهد داشت!
اگر ميخواهيد که زبانآموز موفقي باشيد، لازم است که خود فرآيند آموزش را هم دوست داشته باشيد. لازم است که زماني را که صرف فراگيري انگليسي ميکنيد، به عنوان وقت تفريح يا استراحت خود به حساب آوريد. به عنوان مثال، شما بايد از موارد زير لذت ببريد:
خواندن جملات انگليسي و فکر کردن درباره ساختار آنها
فراگيري لغات جديد از يک ديکشنري
نوشتن يک جمله انگليسي صحيح با کمک گرفتن از ديکشنري، کتاب گرامر و اينترنت
تمرين تلفظ اصوات و کلمات انگليسي
به طور آرماني، فراگيري زبان بايستي براي شما يک تفريح به حساب بيايد. شما بايد خود را يک «زبانآموز» قلمداد کنيد - کسي که فراگيري زبان انگليسي را به عنوان يکي از فعاليتهاي مورد علاقهاش انتخاب کرده است.
2- ايجاد اولين تغيير در زندگي
تصميم براي فراگيري زبان انگليسي نيازمند ايجاد تغييراتي در زندگيتان ميباشد. به عنوان مثال تصميم ميگيريد که هر روز 30 دقيقه براي خواندن يک کتاب انگليسي وقت بگذاريد و بر اين تصميم پافشاري ميکنيد. ايجاد يک تغيير کوچک ولي دائمي در زندگي راحت نيست، مخصوصاً اگر فراگيري زبان «سرگرم کننده» به نظر نرسد. به هر حال، زبانآموزان بايد به خاطر داشته باشند که اگر روزي 15 دقيقه به مطالعه انگليسي بپردازند، نتيجه بهتري ميگيرند تا اينکه مثلاً هر يک ماه يکبار، يک روز کامل را به اين کار اختصاص دهند.
3- ايجاد تغييرات ديگر در زندگي
اگر چه ايجاد اولين تغيير، خود کار دشواري است، ايجـاد تغييرات بعدي نيـز سخت است. بسياري از زبانآموزان اولين گام را برميدارند (مثلاً مطالعه روزانه يک کتاب بـه زبان انگليسي) و همانجا متوقف ميشوند. آنها خود را درگير فعاليتهاي «انگليسي ساز» نميکنند.
يک زبانآموز خوب مجموعهاي از فعاليتها (خواندن متن، تماشاي برنامههاي زبان اصلي، تمرين تلفظ و ...) را در اختيار دارد و هر کدام را بر اساس حال و هواي خود انتخاب ميکند. يک فعاليت به خودي خود کافي نيست، زيرا اولاً شما زودتر خسته ميشويد و ثانياً به شما طيفي از مهارتهاي زبان ارائه ميدهد که نوعاً بسيار محدود است. به عنوان مثال خواندن متون انگليسي نميتواند تلفظ شما را تقويت کند، اگر چه ميتواند گرامر، دايره لغت و مهارتهاي نوشتاري و درک مطلب شما را تقويت کند.
منبع: www.zabanamoozan.com

شما به چه چيزي علاقمند هستيد؟ علوم؟ موسيقي؟ کامپيوتـر؟ سلامتي؟ تجـارت؟ ورزش؟ رسانههـاي امروز – از قبيـل اينترنت، تلويزيون و مطبوعـات – دسترسي تقريباً نامحدودي را به اطلاعات پيرامون موضوعات مورد علاقهتان فراهم کرده است. فراموش نکنيد که ما در عصر اطلاعات زندگي ميکنيم.
تنها يک مشکل وجود دارد: بيشتر اين اطلاعات به زبان انگليسي است.
در اينجا چند مثال از اطلاعاتي که اگر انگليسي بلد باشيد ميتوانيد از آنها استفاده کنيد، بيان ميشود:
انگليسي را ميتوان «زبان گفتگو» ناميد. چرا؟ چون به نظر ميرسد همه مردم جهان پذيرفتهاند که براي گفتگو و ارتباط با يکديگر از زبان انگليسي استفاده کنند.
اگر شما بتوانيد به انگليسي صحبت کنيد، قادر خواهيد بود:
اگر خواهان شغل خوبي در زمينههاي تجاري يا علمي هستيد، از پشت ميز کارتان بلند شويد و همين حالا به فراگيري انگليسي مشغول شويد!
دانستن انگليسي به شما اجازه ميدهد که:
انگليسي نه فقط مفيدترين زبان دنياست، بلکه يکي از آسانترين زبانها براي يادگيري و استفاده محسوب ميشود:
منبع: www.zabanamoozan.com
آيا انگليسي آمريکايي (American English) و انگليسي بريتانيايي (British English) دو زبان مجزا هستند يا دو حالت مختلف از زبان انگليسي؟ بعضيها ميگويند آنها دو زبان مختلف هستند ولي خيليها آنها را تنها حالتهاي مختلفي از يک زبان ميدانند.
البته هيچ پاسخ دقيقي براي اين پرسش وجود ندارد. ما فقط ميتوانيم بگوييم که تفاوتهايي ميان آنها وجود دارد. البته بايد بدانيد که اين تفاوتها جزئي بوده و در اثر يکپارچه شدن دنياي امروز اين تفاوتها روز به روز کمتر ميشوند.
در ادامه با برخي از تفاوتهاي ميان اين دو نسخه از زبان انگليسي آشنا ميشويد.
املاي کلمات
انگليسي بريتانيايي تمايل دارد که املاي بسياري از کلماتي که ريشه فرانسوي دارد را حفظ کند، در حاليکه آمريکاييها بيشتر سعي ميکنند کلمات را همانطور که تلفظ ميکنند بنويسند. علاوه بر اين، آنها حروفي را که مورد نياز نيست حذف ميکنند. به مثالهاي زير دقت کنيد:
|
British English |
American English |
|
colour |
color |
| centre | center |
| honour | honor |
| analyse | analyze |
| cheque | check |
| tyre | tire |
| favour | favor |
اگر چه هر دو نسخهي آمريکايي و بريتانيايي زبان انگليسي صحيح هستند، اما املاي آمريکايي معمولاً سادهتر است. بنابراين بهتر است بطور کلي از املاي آمريکايي استفاده کنيد، مگر اينکه بخواهيد براي خوانندگان بريتانيايي چيزي بنويسيد.
تلفظ
تلفظها و لهجههاي گوناگوني در انگليسي محاورهاي وجود دارد که پرداختن به همه آنها در يک مقاله امکانپذير نيست. بنابراين تنها به تفاوتهاي اصلي بين دو نوع اصلي زبان انگليسي، يعني انگليسي آمريکايي و انگليسي بريتانيايي اشاره ميکنيم:
صداي /r/ ممکن است در بعضي از کلمات انگليسي بريتانيايي رسا نباشد؛ مثلاً کلمات car، park، star و bark را در نظر بگيريد. قاعدهي آن اينست که حرف r تنها وقتي که يک حرف صدادار بعد از آن بيايد تلفظ ميشود، مانند Iran، British و bring.
آمريکاييها تمايل دارند کلماتي که به «-duce» ختم ميشوند (مانند reduce، produce، induce و seduce) را بصورت /-du:s/ تلفظ کنند. در انگليسي بريتانيايي اين اغلب کمي متفاوت است:/-dju:s/
آمريکاييها تمايل دارند کلمات را با حذف حروف کاهش دهند. بعنوان مثال کلمه «facts» در انگليسي آمريکايي درست مثل «fax» تلفظ ميشود - حرف t تلفظ نميشود.
گاهي حروف صدادار در انگليسي بريتانيايي حذف ميشوند. بعنوان مثال در هيچيک از کلمات «secretary» و «tributary» حرف a تلفظ نميشود.
گاهي استرس کلمه در هر کدام از دو نسخه آمريکايي و بريتانيايي تفاوت دارد:
advertisement:
American English: /![]()
![]()
![]()
![]()
'![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
/
British English: /![]()
'![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
/
لغت
در جدول زير چند کلمه متداول بريتانيايي بهمراه معادل آمريکايي آن ارائه شده است:
|
British English |
American English |
معني فارسي |
| lift | elevator | آسانسور |
| trousers | pants | شلوار |
| lorry | truck | کاميون |
| petrol | gasoline | بنزين |
| underground | subway | مترو |
| aerial | antenna | آنتن |
| rubber | eraser | پاککن |
| flat | apartment | آپارتمان |
| wardrobe | closet | جارختي |
| queue | line | صف |
| pavement | sidewalk | پيادهرو |
منبع: www.zabanamoozan.com